![]() |
![]() |
|
| خلوتسراي من |
|
تق تق پاش تو گوشم برده حواس و هوشم صداي گريه با من مي گه سياه بپوشم زندون سرد و تاريك با راهروهاي باريك ميگن كه مرگم مي شه لحظه به لحظه نزديك
تصوير ذار بسته رو گردنم نشسته انگار يه عمره مونده رو چوب سرد و خسته
خيره به در نشستم نوشته هام تو دستم وقتي كه از راه رسيد سكوتمو شكستم سهم من از اين همه عالم و آدم غمه سهم شما شادي و قسمت من ماتمه
توي حياط مي گردم تو دست نيمه سردم يه نخ سيگار روشن با زندگيم چي كردم
هنوز تو فكر فردام تو فكر زخم و دردام آخر حكم من هم خورده به نام اعدام
محمد سخندان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 17:6 توسط عليرضا رشوند |
|
|
بازم سلام ايرج مهديان رو كه مي شناسيد ايشونو ميگم
تو اين پست يه آهنگ قشنگ از ايشون به نام برگ گذاشتم كه شايد شنيده باشيد ولي شنيدن دوباره اش خالي از لطف نيست
شما تو ادامه مطلب مي تونيد متن اين آهنگو بخو نيد و اين آهنگو دانلودش كنيد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 2:41 توسط عليرضا رشوند |
|
|
من کیم جز مهره ای شطرنجم لحظه ای بی درد و گه در رنجم نامم اما چیست فیلم یا وزیر یا که اسبی خسته یا سرباز پیر می شود آیا به راه شاه رفت خسته از تکرار از بیراه رفت می شود بازی به رسم تازه کرد پر ز شادی و تهی از رنج و درد من نمی دانم سپیدم یا سیاه یا که پیروزم و یا آخر تباه من نمی دانم که هستم یا به دنبال چه هستم من فقط دانم که یک بازیچه هستم آن همیشه برده را ترسی از این بازیچه نیست این منم که طاقتم این کوچه و آن کوچه نیست
جواد سنجري |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 2:28 توسط عليرضا رشوند |
|
|
سخت است كه مي نوشه كسي ديگر بود شمع شب خاموش كسي ديگر بود با ياد كسي كه دوستش مي داري يك عمر در آغوش كسي ديگر بود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 12:49 توسط عليرضا رشوند |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در مدرسه از نشاطمان كم كردند
از فرصت ار تباطمان كم كردند هر بار كه عشق تعارف هم كرديم از نمره انضباطمان كم كردند |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 |
|
RSS
|